در زير سايه جنگ، جنگي كه چه بسا ميشد مانع آن شد، فعاليتهاي اقتصادي در جريان است كه تداوم آن امكان حيات ميليونها انسان ايراني در اين شرايط بسيار سخت و ناگوار را فراهم ميآورد.اقتصاد محدود و درخود، بيشك سازوكار و ساختار اقتصادي سياسي را شكل ميدهد كه كمتر اهل رابطه و تعامل و سياستورزي است.
اما فارغ از سياستهاي غلط گذشته، اينك اقتصاد كشورمان ميبايست پاسخگوي نيازهاي حياتي ملتي با جمعيت حدود ۹۰ ميليون نفر و گستره حدود يك ميليون و ۷۰۰ هزار كيلومتر باشد. دولت و نهادهاي حكومتي ميبايست اينك به تمامي در خدمت فعالان اقتصادي باشند و كليت نظامات بانكي و بيمهاي و مالياتي و گمركي و… را در جهت تداوم فعاليت اين بنگاههاي صنعتي و شبكه توزيعي، بسيج و ساماندهي نمايند كه عمدتا متعلق به بخش خصوصياند. همان بخشي كه طي اين چند دهه همواره مورد بيمهريهاي مختلف قرار داشته و اگرچه در حرف بر صدر نشانده ميشدند، اما در واقعيت، جايي در تصميمسازيهاي مهم و تصميمگيريهاي اساسي نداشتهاند.
شايد اين روزهاي بسيار سخت و دشوار فرصتي باشد براي باز انديشيدن در مقولات مهم و اساسي همچون جايگاه «دولت» و «بخش خصوصي» در حيات ملي، فارغ از نظامها و رژيمهاي سياسي و اينكه صلح و توسعه صرفا در قالب دولتي غير تمامتگرا و بخش خصوصي توانمند و فضاي آزاد و رقابتي ممكن ميشود و اين البته نيازمند تامين و تضمين حقوق فردي و شهروندي است و حق انتخاب و… كه اگر چنين الزاماتي فراهم شود، شايد كمتر جنگي هم اتفاق افتد؛ با اميد هر چه سريعتر پايان يافتن اين روزهاي سخت و آغازي خوش براي همه مردم و اين سرزمين.
منبع: تعادل
لینک کوتاه https://www.taadolnewspaper.ir/001ao5