«در دل من چيزي است / مثل يك بيشه نور» ( 1)
سپاس پروردگار جهان را ، خداوندگار خرد و صلح و عشق و دوستي ؛
آنچه در اين جمع شريف مي گذرد ، گامي بزرگ و ارزشمند در تحقق روياي همه عمر كسي است كه خود را «اسبي از ارابه توسعه صنعتي كشور» مي داند. روياي صنعتي شدن اين سرزمين، ايران عزيز، همواره مايه حيات و اميد به زندگي اين ارادتمند بوده است.
پس بر اين مبنا بر خود مي بالم كه در اين لحظه و از طريق «بنياد توسعه صنعتي محسن خليلي»، سهمي در اين واقعه مهم علمي و پژوهشي دارم و اگر چه به سبب كسالت و سالخوردگي، كمي دور از شما فرهيختگان و سروران بس عزيز و گرامي در منزل بسر مي برم ، اما با تمام وجود خود را در كنار شما بزرگواران احساس مي كنم.
سلام و درود فراوان بر همه شما عزيزان و نازنينان و علي الخصوص دكتر مسعود نيلي ، دانشمند گرانمايه و برجسته كه وجودش نعمتي بزرگ براي اين مرز و بوم و حضورش در »بنياد «توسعه صنعتي» در كنار ساير اعضا و دست اندركاران محترم براي اين خدمتگزار اقتصاد ملي ، مايه مباهات و افتخار بسياراست.
«بنياد توسعه صنعتي» با هدف «پشتيبانی و حمايت از مطالعات و پژوهش های کاربردی اقتصادی و صنعتی و تشکل های فعال در اين زمينه» و انجام فعاليت هايي شكل گرفت که منجر به ارتقا توليد ناخالص ملی کشور از طريق بهبود برنامه ، سياست و تصميم گيری های مرتبط با توسعه صنعتی» شود. نهادي كه اكنون نهالي تازه پاست و بارآوري و دوام و بقاي آن نيازمند كمك و حمايت همه كارشناسان و محققان و پژوهشگران و كارآفريناني است كه عشق و درد ميهن و پيشرفت و توسعه آن را در سر دارند.
عزيزي از ياران بنياد اقدام اين ارادتمند در تاسيس بنياد توسعه صنعتي در اواسط نهمين دهه زندگي ام را، به رمان «پيرمرد و دريا» تشبيه مي كرد ، پيرمردي كه قصد دارد براي صيد ماهي تا دل آب هاي دور برود. چرا كه به باور او «برنده كسي است كه به جاي دور مي رود» !
آري شايد اينچنين باشد. صيد ماهي درشت «توسعه صنعتي» از درياي فرصت هاي جهان امروز اگر چه سخت و توانفرسا مي نمايد اما به گمانم «شدني» و «ضروري» است. شدني است با توجه به مزيت هاي عظيم فرهنگي و تمدني ، نيروي انساني جوان و تحصيلكرده بسيار با استعداد، منابع عظيم انرژي و معدني ، موقعيت بي نظير جغرافيايي، زيرساخت هاي نسبتا مناسب و چند دهه تجربه فعاليت صنعتي. اما توسعه صنعتي امري «ضروري» براي ميهن مان است به سبب انواع ناترازي ها و فقر و بيكاري كه چهره خشن اش در گذر هر روزه از كوچه و خيابان، دل هر فرد انساندوست و ميهن پرستي را مي آزارد و ترس به چهره مي آورد ؛ «من از بيهودگي اين همه دست و بيگانگي اين همه صورت مي ترسم » (2)
به گمان اين ارادتمند و از پس حدود هفتاد سال كار صنعتي، تحقق «توسعه صنعتي» و بالفعل شدن توان بالقوه اين مردم و سرزمين با «آزادي» امكان پذير است. اين «آزادي» است كه امكان خلق ايده و انديشه را به عنوان گام اول هر توسعه ايي براي انسان فراهم مي آورد و برداشتن گام هاي ديگر را ممكن مي سازد. اينكه نظام آموزشي امكان خلاقيت و كسب مهارت هاي واقعي را فراهم آورد، افراد خلاق امكان ثبت ايده ها و حق مالكيت بر آن را به تمامي دارا باشند و در ادامه، نهادهاي اقتصادي امكان دهند تا اين افراد به آساني و بدون موانع برطرف نشدني شركت هايي را راه اندازي كنند، همچنين نهادهايي براي تامين مالي پروژه هاي نوآورانه و حمايت از بنگاه هاي نوآور وجود داشته باشند و بازار كار امكان استخدام نيروهایي با كيفيت را فراهم سازد و در انتها فضاي اقتصاد رقابتي ، ظرفيت و امكان عرضه و جذب محصولات اين شركت هاي نو آمده و خلاق و پيشرو را داشته باشد. بر اين اساس تاريخ «توسعه صنعتي»، به گمان اينجانب ، چيزي جزتاريخ «آزادي» نيست. تاريخي كه با عشق و صلح و دوستي و نه تضاد و دشمني، گره خورده و رقم زده شده است.
روي تك تك عزيزان را مي بوسم و ضمن آرزوي موفقيت براي برگزاركنندگان اين سمينار ارزشمند و سپاس فراوان از جناب آقاي دكتر بختياري، كارآفرين برجسته رسانه اي و ساير همكاران ارجمندشان در مجموعه معظم «دنياي اقتصاد»، پيشرفت و توسعه ميهن و رفاه و بهروزي مردم عزيزمان را از درگاه پروردگار متعال آرزومندم.
خدايا چنان كن سرانجام كار، تو خوشنود باشي ما رستگار
محسن خليلي
شعر «در گلستانه»، سهراب سپهري
شعر «دلم براي باغچه مي سوزد»، فروغ فرخزاد