نادر کریمیجونی – آیا ایران خود را برای به قدرت رسیدن ترامپ در انتخابات ایالاتمتحده آماده میکند؟ اگرچه برخی ناظران صاحبنام در ایالاتمتحده بر این باورند که کامالا هریس انتخابات روزهای آینده آمریکا را با پیروزی پشت سر میگذارد اما قرائن زیادی هم وجود دارد که از پیروزی جمهوریخواهان و دونالد ترامپ در این انتخابات حکایت میکند.به همین دلیل در تهران مقامات جمهوری اسلامی ایران بر این باور پای میفشارند که بهتر است همه جوانب انتخابات ایالاتمتحده را در نظر گرفته و احتمال پیروزی ترامپ نیز در محاسبهها لحاظ شود. از این بابت مقامات ایرانی در روزهای گذشته گونهای سخن گفتهاند که تصور میشود مخاطب اصلی این سخنان جمهوریخواهان و شخص ترامپ است تا دموکراتهای آمریکایی و نامزد انتخاباتیشان.
کارشناسان امور بینالملل باور دارند به همان اندازه که پیروزی ترامپ در انتخابات پیشرو، اوضاع را برای ایران سخت خواهد کرد، این پیروزی برای بنیامین نتانیاهو خوشایند است و گمان میرود سیاستهای سختگیرانه این نامزد جمهوریخواهان برای مهار ایران، روسیه و… در مجموع به نفع کابینه و مقامات اسرائیلی باشد. از این بابت راهبردنویسان در تهران ترجیح میدهند از هماکنون ترامپ را پیروز در این رقابتها فرض کنند تا در صورت پیروزی وی اوضاع غیرقابل پیشبینی برای ایران پدید نیاید. این احتمال وجود دارد که ترامپ و همکارانش در صورت پیروزی نقشههايي براي ایران در سر داشته باشند، از این بابت است که چهرههای ایرانی در هفتههای اخیر هشدار میدهند در صورتی که هویت و موجودیت جمهوری اسلامی ایران به مخاطره بیفتد، دکترین هستهای کشورمان دچار تغییر خواهد شد. این هشدار در منظر غربیها به معنای حرکت ایران به سوی ساخت سلاح هستهای تعبیر شد.
تهدیدهایی که در هفتههای گذشته از زبان مقامات مختلف کشورمان از نمایندگان مجلس تا فعالان سیاسی شنیده شده، اخیرا از زبان کمال خرازی هم به گوش رسیده و به مناسبت جایگاه و سابقه وی در فضای سیاسی ایران، احتمالا تهدیدی جدیتر تلقی میشود.
در صورت به قدرت رسیدن ترامپ در ایالاتمتحده، البته نگرانی بزرگتر به خاورمیانه و اوضاع امنیتی آن بازمیگردد. نتانیاهو با دمیدن بر آتش جنگ در سرزمینهای اشغالی، لبنان و منازعه با ایران، التهاب موجود در منطقه غرب آسیا را حفظ و حتی آن را گستردهتر کرده است. خبرسازیهایی که درباره احتمال پاسخ ایران به حمله 5 آبان اسرائیل صورت میگیرد نیز در این راستا انجام میشود، اگرچه ایرانیان اظهار داشتهاند که حتما پاسخ اسرائیل را خواهند داد اما هیچکس ضربالاجل یا مکانیسم خاصی برای این پاسخ اعلام نکرده است.
حتی وقتی ایرانیان دادن پاسخ به اسرائیل را مسکوت گذاشتند، نتانیاهو کابینه امنیتی اسرائیل را تشکیل داد و به بهانه حمله به خانه نخستوزیر اسرائیل انجام حمله دیگری را علیه ایران تصویب کرد. با این مصوبه نتانیاهو نشان داد حتی اگر در تهران موضوع مسکوت گذاشته شود، او بر آتش نزاع خواهد دمید و آن را شعلهور خواهد ساخت. هماکنون نیز در خبرسازی دیگری که صحت آن تایید نشد، مقامات اسرائیلی انجام حمله تلافیجویانه ایران را به اقدامات گروههای عراقی و یمنی نسبت میدهند و میگویند موشکهایی از ایران به خاک عراق برده شده و قرار است از عراق به خاک اسرائیل حمله شود؛ ادعایی که مقامات عراقی صحت آن را تایید نمیکنند.
البته اسرائیلیها میدانند که ضربه واردشده در 5آبان به ایران، آنقدرها هم که در موردش بزرگنمایی میشود، کاری و ناتوانکننده نبوده است. هنوز معلوم نیست که آیا واقعا هواپیماهای اسرائیلی به داخل خاک کشورمان وارد شدهاند یا نه، دورترین نقطهای که در این حمله مورد اصابت قرار گرفته، یک پایگاه و کارخانه نظامی در شاهرود بوده که امکان هدف قرار دادن آن از داخل خاک عراق، از نقطهای در مقابل مهران یا کرمانشاه، به وسیله موشکهای بالستیک هواپایه امکانپذیر بوده است. علاوهبر این اگرچه ادعا میشود که 100فروند هواپیمای تهاجمی و پشتیبانی در این حمله مشارکت داشتهاند اما گمان نمیرود که این ادعا درست باشد. حتی با در نظر داشتن این واقعیت که عمده هواپیماهای پشتیبان به فرماندهی مرکزی نیروهای آمریکایی (سنتکام) تعلق داشتهاند، باز هم از روی تصاویری که از دیدار هرتزی هالوی، رییس ستاد ارتش اسرائیل با خلبانهای مشارکتکننده در عملیات روز ندامت منتشر شده گمان نمیرود که بیش از 20جنگنده در این عملیات مشارکت کرده باشند، در این صورت و با توجه به اینکه در هیچیک از کلیپهای پخششده از انفجارهای ناشی از این حملات صدای هیچ هواپیمایی به گوش نمیرسد و هیچ شهروندی در شهرهای مورد تهاجم واقع شده، شنیدهشدن صدای هواپیما را تایید نکرده گمان نمیرود که هواپیمایی از مجموعه جنگندههای اسرائیلی به داخل خاک ایران نفوذ کرده باشد. هرچند که اگر این نفوذ هم انجام گرفته باشد، بسیار بعید است که پیشروی اسرائیلی از عمق زیادی برخوردار بوده باشد.
با این حال تلآویو به خوبی میداند در هر صورت و با وجود جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین حامی و هادی محور مقاومت، مخالفانش در منطقه -چه در سرزمینهای اشغالی، چه در لبنان یا عراق و چه در یمن- نهتنها نابودشدنی نیستند بلکه شدیدترین حملات هم فقط میتواند برای چند ماه یا چند سال آنان را خاموش کند و بعد از این دور خاموشی، دوباره شعلهورتر از گذشته به میدان بازخواهند گشت. از این بابت نتانیاهو امید دارد که با به قدرت رسیدن ترامپ در ایالاتمتحده، زمینه را برای زدن ضربههای سنگین به جمهوری اسلامی ایران با استفاده از اهرم قدرت واشنگتن مهیا کند. نکته مهم آن است در زمانی که تهران از حمایتهای مسکو و پکن برخوردار نبود و نمیتوانست با استفاده از گروههای اقتصادی مانند بریکس، قدرت اقتصاد خود را تقویت کند، ایالاتمتحده با بهکارگیری همه توان خود و متحدانش نتوانست جمهوری اسلامی ایران را نابود سازد. آیا حالا که حاشیههای امن متعددی برای تهران وجود دارد، میتواند به این هدف دست پیدا کند؟
منبع: جهان صنعت
لینک کوتاه https://jahanesanat.ir/?p=498045